خدايا شاهد تنهايي ام باش
بين غم ها تنها ناجي ام باش
پر پرواز من ديريست بسته تو بگشا و در آزادي ام باش
اسير موج هاي تند خشمم تو آرام دل دريايي ام باش
دل خسته خريداري نداره تو خواهان صفاي ذاتي ام باش
در اين آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزاني ام باش...

نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه 1387/04/13 ساعت 11:31 موضوع | لینک ثابت
دلم از زمین گرفت
دلم از خزان گرفت
دلم از نبودنت گرفت
دل من دل نبود
واژه ی خواستنی بود محال
جام عشقی بود تهی!
لابه لای این همه خواب
رویای عشق تو هم رفت به خواب
و خودت نیامدی ای عشق
و مرا سوزاندی
مرا بردی به خواب خوابی از جنس ناب
خواب...!
چه کسی مرا بیدار خواهد کرد؟!
با کدامین سنگ؟!
با کدامین داد!
با کدامین فریاد...

نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه 1387/03/15 ساعت 13:25 موضوع | لینک ثابت
ديشب من در بند کور دلان عشق ستيز بودم به گناه عاشق بودن چون عشقم را در پستوي خانه نهان نکردمچون راز دلم در چشمانم پيدا بود مرا به گناه نشستن نزد زيبايي دستبند زدن گفتند که چرا عاشقي؟گفتند که شعله اي در دلت داري گفتند که آتش گناه است و تو آتشي در دل داريدهانت را مي بويند مبا دا گفته باشي دوستت دارمدلت را مي پويند مبادا شعله اي در آن نهان باشدروزگار غريبيست نازنين
نوشته شده توسط مهسا در سه شنبه 1387/02/31 ساعت 14:25 موضوع | لینک ثابت
زمستان بود و فصل روسپیدی ها
برون افتاده پیدا بود دندانهای سرماها
تو گویی خنده بر بیچاره ها می کرد
نمی دانم چرا؟
به من گفتي اگر دوست ميداري مرا اكنون گل سرخي مهيا كن
ميان شهر گرديدم به هر گل فروشي بود پرسيدم كه گل داري؟
گفت:گل بهر كه و بهر چه مي خواهي؟
گفتم براي لعبتي طناز وافسونكار و آشوبگر
جوابم داد در دل اين سرما هرگز گل سرخي نمي يابي
به سان تشنه اي بودم كه مي گردد پي آبي
خجل و شرمسار سر در گريبانم فرو بردم
ولي ناگه ز چاك سينه ام ديدم گل سرخي
همان گل را براي تو فرستادم نمي دانم پسنديدي يا كه مستانه خنديدي!!!

نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه 1387/02/19 ساعت 15:11 موضوع | لینک ثابت
اين روزها که هر کسي به دنبال شاخه گُل سرخي براي گرفتن جواز ورود به 
دلي است.. ... من به دنبال کور چراغي هستم تا در اين شب هاي پوچ و کدر
تکه تکه بال هاي شکسته ام را پيدا کنم !
مطمئن باش و برو
ضربهات كاري بود
دل من سخت شكست
و چه زشت
به من و سادگيام خنديدي
به من و عشقي پاك
كه پر از ياد تو بود
و خيالم ميگفت تا ابد مال تو بود
تو برو ، برو تا راحتتر
تكههاي دل خود را آرام سر هم بند زنم !!!
نوشته شده توسط مهسا در جمعه 1387/02/06 ساعت 10:16 موضوع | لینک ثابت
نخواب دنیا خسیسه!
واسه کمتر کسی خوب می نویسه!
یکی لب هاش همیشه غرق خنده است...
یکی پلک هاش تو خواب هم خیسه خیسه...
ای خدا دلم گرفته ...

نوشته شده توسط مهسا در جمعه 1387/02/06 ساعت 9:50 موضوع | لینک ثابت
نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی
به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی
نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...
به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی...
نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی
به خاطر نمکی که بر زخمم گذاردی...
و می بخشمت به خاطر عشقی که بر قلبم حک کردی!
نوشته شده توسط مهسا در سه شنبه 1386/12/14 ساعت 9:41 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

من در این وبلاگ حرف های دلمو میزنم...
(¯`v´¯) عشق (¯`v´¯)
عشق فلسفه ی روح غنی
عشق عادت قلبای سخی
عشق آیینه آب روان
عشق آتشکده قلب جوان
عشق پرواز دو پرنده
عشق همراز سوزنده
عشق همنفس دل
عشق سازد و همدل
عشق ساقی هستی
عشق یاغی مستی
عشق بازار حراج
عشق حرکت امواج
عشق حضور همراه
عشق همسفر راه
عشق رمیدن دلها
عشق شکفتن گلها
عشق شکستن ضابطه ها
عشق پیوند عاطفه ها
عشق یک روح در دو تن
عشق ما هستیم نه من
عشق لذت بخشش
عشق بانوی سرکش
عشق ما من عاشق
عشق راز خلایق
عشق عروج عاشق
عشق مهد شقایق
عشق حجت دلست
عشق همراه منست
عشق آشیان پرنده ست
عشق سایبان منست
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
POWERED BY